چهارده ماهگی
امروز چارده ماهم شد! مامانی چون که تو پست قبلی نتونسته بود عسکامو بذاره اینجا میخواد براتون آخرین عسکامو بذاره.
الان تقریبا قدو بالام 78 سانتی متر شده
عباراتی که معنی شو می فهمم:
بیا - به به بدم - دمپایی (یعنی بیا بریم دسشویی) - اونو بده به من - اخه- جیزه - الهی شکر - بوس کن - الله اکبر - بابا - بریم عزیز - بای بای - الو - آب بدم - بشین - پاشو
عباراتی که خودم میگم:
آبَ - بَ بَ (به به ) - بابای ( بای بای) - دیس ( جیز) -
اگه چیزی بخوام اشاره میکنم بهم میدن!
هرچیز و بردارم بازی کنم باز میذارم سرجاش!(گاهی اوقات البته).
با مکعب هام میتونم دوتا روی هم بذارم. میتونم با بازی فکری اشکالم بازی کنم و شکلهای مربوط رو تو حفره مخصوصشون بذارم. با کامیونم هم که عشق میکنم بعد میندازمش و با چرخاش ور میرم. میتونم خونه سازیامو جدا کنم و گاهی بچسبونم.
موقع پوشیدن لباس و جوراب و دمپاییام به مامانی کمک میکنم و دست و پامو جلو میبرم.
هر وقت مامان ببره دسشویی جیش میکنم!
اینم عسکای خوشملم:

بسایل ورزشی رو ریختم بیرون نیشستم تو کشو

من و دوستم محمدطه که الان 4 ماهشه

من، امیرعلی خوشگل . آتلیه خانگی مامان جوونم!

اولین کار بعد از برگشتن از مهمونی!(درحال خوردن فینگیر
)

من با لباس حموم!

از خواب پاشسودم اما بازم خوابم میومد افتادم خوابیدم!

من اگه چیزیو بخوام هیچ چیزی مانعم نیست!(هدف:گوشی تلفن)
تا بعد ...


چهارده ماهگی 





